سيد جلال الدين آشتيانى

621

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مفصلا بيان كرده‌ايم ، كه اگر حضرت ولايت‌مدار على عليه السلام قبل از پيغمبر ظاهر شده بود ، بمقام و مرتبهء ختميت نائل گشته بود . ولى در اينجا مىگوئيم مأخذ علم و مشهد علم و معرفت ختم ولايت محمديه عين همان مأخذ و مشرب حضرت ختمى مرتبت است ولى بوراثت و عين ثابت حضرت ختمى مقام كه سمت سيادت بر اعيان ديگر ممكنات دارد به حسب استعداد مقتضى ختم نبوت و ولايت كليه است در شخص حضرت ختمى مرتبت و عين ثابت خاتم ولايت مطلقه او تأخر دارد از عين ثابت حضرت ختمى مرتبت « تاخر العرضى عن الذاتى » و بحسب وجود در جميع مراتب متحدند . مكاشف ، كسى را گويند كه به ماوراء حجب اتصال پيدا نمايد و بحسب باطن وجود خود ، باطن وجود را كه ماوراى عوالم وجودى است شهود نمايد ؛ و سرّ اصل حقيقت وجود در او سرايت نمايد ، و حقايق را در حضرت علميه و عالم اعيان ثابته شهود نمايد ، يعنى حقايق اعيان را در عين حق بكشف تام ملاحظه نمايد . اين كشف غير از كشف علمى در مقام سرّ در حالت تدانى است ، چون كشف علمى از خلف حجاب و از اقسام كشف صورى در عالم مثال است . اين كشف در كثيرى از موارد ، مانع از سلوك تام و بلوغ بمقامات عاليه است . اغلب امم از اين كشف بهره‌يى دارند . مكاشفه سه مرتبه دارد : درجهء اول : مكاشفه‌يى است كه دلالت بر تحقيق صحيح مىكند و ادامه دارد ، يعنى قطع نمىشود . تحقيق صحيح باصطلاح اهل سلوك ، مطالعهء تجليات اسماء الهيه است . اين مطالعه و كشف اگر ادامه يابد ، مكاشف به درجهء كامل مىرسد ، چون اگر وقتى دون وقتى به مكاشف عارض شود ، و امرى حاجب بين او و مقام كشف گردد ، به اين معنى كه كشف مقطوع شود و وارد در مقام تلوين گردد و نفس خود را در حالت كشف به اين صفت شهود نمايد ، چه بسا از استدامه كشف محروم گردد . قسم دوّم : از اقسام كشف ، مكاشفهء عين در مقام مكشوف و حقيقت است . چون مكاشفهء علمى ، خود حجاب است . كشف اتم همان شهود صريح ذات